السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

298

تفسير الميزان ( فارسي )

وارونه ، يعنى دستها پايين و پاها بالا . ولى اگر اين مراد بود جا داشت بفرمايد بر سرهايشان محشور مىشوند ، هم چنان كه قرآن كريم در جاى ديگر درباره احوال بعد از اين گونه محشور شدن ، مىفرمايد : « يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ » « 1 » . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مراد شدت ذلت و خوارى است كه از باب مجاز اين طور تعبير آورده . ولى اين حرف باطل است چون حمل بر مجاز وقتى صحيح است كه نشود كلام را بر حقيقت حمل كرد . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : اين تعبير اصطلاحى است از عرب كه وقتى مىخواهند بگويند فلانى بدون هدف به راه افتاد مىگويند « فلان مر على وجهه » . ولى اين حرف هم صحيح نيست براى اينكه برگشتش به اين است كه اينها نمىدانند به سوى چه مكانى محشور مىشوند و اين با تصريح آيه به اينكه حشرشان به جهنم است مناسبت ندارد . بعضى « 4 » ديگر گفته‌اند : اين تعبير از باب كنايه و يا استعاره تمثيليه ( مثل زدن ) است و مراد اين است كه اينان محشور مىشوند در حالى كه دلهايشان علاقه مند به دنياى پست و زخارف آن ، و صورتهايشان متوجه آن است . بعضى « 5 » ديگر به اين تفسير ايراد گرفته‌اند كه : شدت حشر كجا مهلت مىدهد كه كسى دلبستگى به دنيا داشته باشد و شايد مراد از اين تفسير اين باشد كه آثار آن دلبستگى در آنجا ظاهر مىشود . ولى ، حل اشكال اين طور صحيح است كه بگوئيم : مقتضاى آيات تجسم اعمال اين است كه همين دلبستگى به دنيا به صورت عذاب برايشان مجسم مىشود و به غير آن شغل و همى ندارند . * ( « وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَجَعَلْنا مَعَه أَخاه هارُونَ وَزِيراً » ) * در اين آيه در قبال تكذيب كفار قريش به رسول خدا ( ص ) و كتابش ، به نبوت و رسالت موسى و كتابش و اينكه هارون را در كار او شريك كرد استشهاد شده تا زمينه را براى بيان عذاب آل فرعون و هلاكت آنان باز نمايد ، و معناى آيه روشن است . * ( « فَقُلْنَا اذْهَبا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَدَمَّرْناهُمْ تَدْمِيراً » ) * در مجمع البيان گفته : كلمه « تدمير » به معناى هلاك كردن به خاطر امر عجيبى است و از اين قبيل است « تنكيل » ، مثلا گفته مىشود : فلانى بر فلانى تدمير كرد ، يعنى

--> ( 1 ) روزى كه بر صورتهايشان در آتش كشيده مىشوند . سوره قمر ، آيه 48 . ( 2 و 3 و 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 17 .